مركز آموزش ايرانيان
 

پرواز پرستوها

اللهم صلي علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهلك اعدائهم

آشنا
ساعت ٩:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۳۱  

امام زمان علیه‌السلام


کلمات کلیدی: ائمه علیهم‌السلام
 
الهامات غیبی
ساعت ٩:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۳۱  

استاد شهید مرتضی مطهری (رحمه الله):

تفسیر المیزان همه‌اش با فکر نوشته نشد. من معتقدم بسیاری از این مطالب، الهامات غیبی است. کمتر مشکلی در مسائل اسلامی و دینی برایم پیش آمده است که کلید حل آن را در تفسیر المیزان پیدا نکرده باشم.

یادنامه علامه طباطبایی، ص 200 (با اندکی تصرف)، به نقل از نشریه تربیتی اخلاقی خلق/ شماره 22.


کلمات کلیدی: نکته
 
این قافله عمر عجب می‌گذرد
ساعت ۱:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٢٩  

سال نو مبارک - گل رز

یا مقلب القلوب و الابصار

یا مدبر اللیل و النهار

یا محول الحول و الاحوال

حول حالنا الی احسن الحال

لحظه تحویل سال: ساعت ٢ و ۵٠ دقیقه و ۴۵ ثانیه روز دوشنبه ١ فروردین

سال نو مبارک - ١٣٩٠


کلمات کلیدی: سال نو
 
آشنایی با حضرت علی‌اصغر علیه‌السلام
ساعت ٦:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٢٠  

عبدالله بن حسین بن علی بن ابیطالب (علیه‌السلام)

(حضرت علی ‌اصغر علیه‌السلام)

وی در مدینه دیده به جهان گشود. مادرش رُباب دختر امرءُالقیس بن عُدَی بود. امرءالقیس سه تن از دختران خویش را در مدینه به ازدواج امیرالمؤمنین و حسن و حسین(علیهم‌السلام) در آورده و ماجرای وی معروف است. رباب، همسر امام حسین (علیه‌السلام) و سکینه و عبدالله، فرزندان حضرت از آن بانو می‌باشند.

به گفته طبری و دیگران: آن‌گاه که حسین(علیه‌السلام) از خویشتن مأیوس و نومید گشت به سمت خیمه خود رفت و کودک خردسالش را خواست تا با او خداحافظی کند.

خواهرش زینب کودک را نزد برادر آورد. حضرت او را در آغوش گرفت و در حالی که به صورت او می‌نگریست ناگهان تیری به گلوی او نشست و وی را به شهادت رساند.[1]

گفته‌اند: حسین(علیه‌السلام) با دستِ خود خونِ گلوی کودکش را گرفت و به آسمان پاشید و عرضه داشت:

«خدایا! ارزش خون این کودک کمتر از خون بچه ناقه صالح نیست. بار خدایا! اگر پیروزی آسمانی‌ات را از ما برداشتی، در هر کجا که این پیروزی به خیر و صلاح ماست آن را برایمان مقدّر فرما و انتقام ما را از این ستم‌پیشگان بگیر. این مصیبت نیز بر من آسان است چون تو ناظر بر آن هستی، ای مهربانترین مهربانان».[2]

از امام باقر (علیه‌السلام) روایت شده فرمود:

«قطره‌ای از آن خون به زمین باز نگشت».[3]

سپس امام حسین(علیه‌السلام) با شمشیر خود کنار خیمه، حفره کوچکی ایجاد کرد و پیکر کودک خونین بال خویش را در آن مدفون ساخت و به میدان بازگشت.[4]

...

آزادگان عالم و مردان روزگار / شیران شرزه جمله بمیدان کارزار

در مکتب حسین علی خوانده‌اند، و بَس / درس شجاعت و شرف و عزّت و وقار

گردن، به بند بندگی کس نمی‌نهند / گر زیر تیغ دشمن و، گر بر فراز دار

دنیا بدیده‌ی دلشان، پست و بی‌بهاست  / نام نکوی مرد، به از قصر زرنگار

خرد و کلان، چو دایره بر گرد هم زنند / از محور آورند، برون، چرخ کجمدار

در مکتب حسین صغیر و کبیر نیست / گو پیر سالخورده و گو طفل شیرخوار

درسی که سالخورده بعمری گرفته است / نوزاد طفل خواندش از بر بشاهکار

تدریس شیرخوار، ز دامان مادر است / شیری که خورد، شیر نخورده به روزگار

شیر، ار به پنجه میشکند پشت دشمنش / این شیرخوار، با نگهش می‌کند شکار

پاسخ به تیر حرمله، با یک نگاه داد / با آن نگه، که بود در آن تیر، صد هزار

آن تیر خورده با نگه تیربار خویش / بنیاد تار و پود ستم، کرد تار و مار

زد لکّه‌ای، بصفحه‌ی تاریخ دشمنان / کش هفت آن دهر، نشوید، بهفت بار

آندم که دست و پا زدی، آندست بسته طفل / پر بسته، سر برّید، چو بلبل در احتضار

آهسته، لب بگوش پدر بر نهاد، و گفت / بابا، مبارک است ترا، فتح کارزار

ما کار دشمن تو، در این عرصه ساختیم / رفتیم و، باز گوش بفرمان در، انتظار

آه از دمی که خون علی را بکف، حسین / افشاند، بر فلک بره و رسم یادگار

گفتا، که خون اصغر من تا به رستخیز / ای بهترین امین، به امانت، نگاه‌دار

دامان نیلگون فلک را، بخون او / آغشته ساز و، نام شفق را بر او گذار

آمد ندا، ز هاتف غیبی، که یا حسین /  قربانیت قبول، بدرگاه کردگار

در راه ما گذشته‌ای از جان و جاه خویش / ما را و جاه ما همه رازان خود شمار

دیگر میان ما و تو، ما و توئی، نماند / آنجا که ما توئیم، تو مائی، دگر چکار[5]

التماس دعا

منبع: یاران خورشید (سلحشوران نهضت امام حسین علیه‌السلام)، غلامرضا بهرامی، قم، انتظار سبز، اول، 1389 ش، ص 26.

 

 پی‌نوشت:

[1] . تاریخ طبری: 3/332 ؛ مقاتل الطالبین: 94.

[2] . کامل: 4/75.

[3] . لهوف: 169.

[4] . احتجاج: 2/101.

[5] . ذهنی تبریزی.


 
دانشجوها بخونید (16 آذر)
ساعت ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۱٤  

استاد شهید شهریاری


 سلام


اولش بگم که خودم دانشجو هستم، اونهم دوبار (کشف کنید چطوری؟).


اینو گفتم بخاطر این عکسی که اون پایین گذاشتم. فکر نکنید که ..آره. فقط تا آخرشو بخونید. وسطش ول نکنید.


 امروز سیزده آذره. تا شونزدهم سه روز مونده. امروز توی خبر این بی‌بصیرتا خوندم که گفتن دانشجوها میخوان سه روز برا خودشون و امواتشون عزا بگیرن. حالا این سه رزو کی هست به شما نمیگم که نرید قاطیشونو فردا کاسه چکنم چکنم دستتون بگیرید.

جهتای جغرافیایی رو که توی راهنمایی خوندیم یادتون هست؟ به چهار طرف کشورمون تو نقشه نگاه کنید به ببینید چی میبینید؟

معلومه دیگه. چندتا کشور در به در بدبخت که به نون شبشون محتاجن با وجود اینکه پر از سرمایه هستند. ناامنی از سر و کولشون بالا میره. از بی‌غیرتیشون که نگو و نپرس (دولتاشونو میگما! بچه خارجیا بشون بر نخوره)

نظاره تموم شد. نتیجه: باباجون! دادا! قربون قدد برم! قدر کشورمونو بدونیم. قدر امنیتمونو بدونیم. چند صد هزار شهید دادیم. همین چند روز پیش استاد عزیزمونو فرستادند بهشت. ماها که دیگه دانشجوییم. خیر سرمون یعنی درس خونده‌ایم. باید این چیزارو راحت بفهمیم. 


روز دانشجو


نتیجه‌ی نتیجه: روز دانشجو، روز مبارزه با استکبار جهانی یعنی امریکا و اسرائیل و سردستشون یعنی انگلیسه. بغض و کینه‌هامونو برای نابودی اینا بزاریم برای درس خوندن و نذاریم جای خالی استاد شهیدمون احساس بشه، باشه؟

منبع: واحد سیاسی


کلمات کلیدی: نکته ،اتفاقات زندگی ،خبر
 
یک جو غیرت!
ساعت ۱٢:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۱٢  

فرازهایی از سخنان ارزشمند حضرت آیت الله علم الهدی

امام جمعه محترم مشهد

فقط به یک کلمه قناعت کنم خدایا امام زمان را برسان. خدا امام زمان را به کجا برساند؟ به کدام بستر اجتماعی؟ به همین بستر اجتماعی که در برابر بی‌عفتی‌اش در برابر بی‌تقوایی‌اش، در برابر بدحجابی‌اش, در برابر فسادش، در برابر منکرات و فحشایش شما مرد و زن باتقوا بی‌تفاوت هستید؟

دانلود فایل


کلمات کلیدی: نکته ،محاسبه اعمال ،عمر مفید
 
مس، آهن خریداریم
ساعت ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/٢٢  

معروف است که پزشکان به کسانی که از درد مفاصل رنج می‌برند، داشتن یک دست‌بند مسی را توصیه می‌کنند و دلیل این امر را هم کمبود یون‌های مسی در خون ذکر می‌کنند که با تماس دست‌بندهای مسی با پوست بخشی از این کمبود جبران شده و از درد مفاصل کاسته می‌شود.

 از سوی دیگر محققین، یکی از علت‌های بروز بیماری آلزیمر را رسوب یون‌های آلومینیوم در مغز عنوان می‌کنند.تا چند دهه پیش، مردم کشور ما رسم داشتند برای پخت غذا مخصوصاً خورشت و آش از قابلمه‌های مسی استفاده می‌کردند و یک کفگیر آهنی داشتند به نام حسوم که موقع پخت غذا دائم درون آن قرار می‌گرفت ...

 هیچ‌کس نمی‌دانست چرا باید این کفگیر درون قابلمه مسی قرار بگیرد، فقط می‌دانستند برای پخت غذا خیلی لازم می‌باشد. داستان از این قراره که بدن (مخصوصاً مغز) برای سلامت و نشاط و کنترل اسیدلاکتیک و کورتیزول به ۶ میلیارد یون مس نیاز دارد و به همین نسبت یون آهن. کمبود یون مس باعث میشه شما دائم احساس رخوت و خواب آلودگی و کسالت کنید و مدام دهن‌دره کنید. در ضمن هیچ کارخانه داروئی نمی‌تونه از یون یک عنصر برای شما قرص تهیه کنه ... و اونی که مثلاً به اسم قرص آهن به خورد شما می‌دهند شامل مولکول آهن هستش که برای بدن هیچ کاربردی نداره.

 ولی تا این جا بدونید که غذا موقع پخت در درون قابلمه مسی، از یون آزاد شده این ظرف استفاده می‌کند و در بدن شما فوق‌العاده احساس نشاط و انرژی ایجاد می‌‌کنه دیگه از اون دهن‌درگی و خمیازه و کسالت خبری نیست و باعث طول عمر مفید و سلامتی جسمی میشود.

 ولی یک دفعه توی دهه ۵٠ از این نون خشکی‌ها اومدند و داد می‌زدند (قابلمه مسی ....... کفگیر آهنی خریداریم ...) و با یک قیمت مناسب این قابلمه‌ها را خریدند و به جاش قابلمه آلمینیومی می‌دادند که بهش می‌گفتند روحی. هیچکس توی اون دهه نفهمید این همه قابلمه مسی کجا قراره بره؟ بعدش هم که الان ظرف‌های استیل و تفلون و این مزخرفات اومده که مدعی هستند غذا توش زود می‌پزه و به کف ظرف نمی‌چسبه. ولی مردم ما خبر ندارند که همین یون‌های مضر در این ظروف عامل سرطان هستند و به راحتی یون سرب و آلمینیوم و ... می‌تونند در جا، یک کودک ۶ ماهه را ظرف یک سال به بیماری‌های کمبود خونی و سرطان و یک فرد بزرگسال را در طی ۵ سال به بیماری‌های کبدی و خونی و طحال دچار کند و بعدش هم سرطان. من به همه دوستان پیشنهاد می‌کنم حتماً برای پخت غذا (مخصوصاً غذاهای آبکی) از قابلمه مسی و کفگیر آهنی استفاده کنند. حداقل برای یک بار هم شده تا ظرف سه روز اثر آن را روی بدن خودتون ببینید. حالا جالبه توی شمال ایران موقع پخت خورشت (مخصوصاً فسنجون) یک تیکه آهن یا نعل اسب می‌اندازند وسط خورشت تا حسابی رنگ بگیره ... این کار باعث آزاد شدن یون‌های آهن و سلامتی بدن می‌شود. اگر دقت کنید مردم مازندران و گیلان تقریباً در حد صفر دچار بیماری‌های خونی و سرطان خون می‌شوند.


کلمات کلیدی: نکته ،غفلت
 
چرا باید بگوییم امام خامنه‌ای؟؟؟
ساعت ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/۱٧  

 

* غربی‌ها با سه کلیدواژه‌ی آزادی، دموکراسی، و حقوق بشر افکار عمومی را اداره می‌کردند. شرقی‌ها با دو کلیدواژه‌ی مبارزه‌ی پرولتاریا با امپریالیسم و برابری. امام پنج کلیدواژه‌ی قرآنی را در مقابل آن پنج کلیدواژه قرار دادند .

* اصل «امامت‌محوری» مهم‌ترین کلیدواژه بود. سیستم امت-امامت حرف جهان شمول اسلامی بود که در عرصه‌ی سیاست احیاء شد.

* ده سال هر کاری کردیم، یک رسانه‌ی غربی پیدا شود که بگوید «امام خمینی»، نشد! همه می‌گفتند «آیت‌الله خمینی».

سال 59 به یکی از اساتید یهودی آلمان گفتم «استاد! چرا رسانه‌های شما نمی‌گویند امام خمینی؟». خنده‌ای کرد و گفت «آخر ما بعضی چیزها را متوجه شدیم!». کیف‌اش را باز کرد و یک کتاب درآورد. ترجمه‌ی آلمانی کتاب «ولایت فقیه» امام بود. گفت :آقای خمینی یک تئوری جهانی دارد. وقتی ما بگوییم "امام"، ایشان بین کشورهای دنیا شاخص می‌شود. چون کلمه‌ی "امام" قابل ترجمه نیست. ولی وقتی بگوییم "رهبر"، این کلمه در فرهنگ غرب بار منفی دارد. دیگر ما ایشان را کنار استالین و موسیلینی و هیتلر قرار می‌دهیم. کلمه‌ی "رهبر" به نفع ما و کلمه‌ی "امام" به نفع آقای خمینی است. از طرف دیگر اگر ایشان یک جایگاه دینی دارد، ما به ایشان می‌گوییم "آیت‌الله"، اما "امام" یک بار معنوی دارد ! از طرفی ایشان آن طور می‌شود امام امت اسلامی که مسلمان‌های دنیا را دور خودش جمع بکند!». با این صراحت این را به من گفت.


* یک رسانه‌ی غربی یا شرقی را پیدا نمی‌کنید که گفته باشد «امام خمینی». آن موقع ما امتحان کردیم رسانه‌های غربی آیا می‌پذیرند ما یک آگهی بدهیم به نام «امام خمینی»؟ می‌خواستیم 000/60 مارک بدهیم که یک آگهی چاپ کنند، قبول نکردند!

* شهریور 58 که در مجلس خبرگان قانون اساسی شهید بهشتی کلمه‌ی امامت را در قانون اساسی گذاشت، ریاست آن مجلس با آقای منتظری بود. امام خمینی گفت شما نمی‌توانی مجلس را اداره کنی، برو کنار، آقای بهشتی اداره کند. وقتی شهید بهشتی آمد اصل پنجم را مطرح کند که ولی فقیه نائب امام زمان و امام امت اسلامی است، کشور ریخت به هم. بازرگان اعلام استعفای دسته‌جمعی دولت را کرد . امیرانتظام اعلام کرد که مجلس خبرگان قانون اساسی باید منحل شود. سر یک کلمه کشور ریخت به هم!؟

* امامت‌محوری، امّت‌گرایی، عدالت‌گستری، و دوقطبی مستکبرین - مستضعفین اساس تئوری امام خمینی بود.

*امام خمینی از دنیا رفتند.

* آقای هاشمی رفسنجانی آمدند پنج روز بعد از رحلت امام خمینی در دومین خطبه‌ی اولین نمازجمعه‌ی بعد از رحلت امام، راجع به ولایت فقیه دو جمله گفتند. یک : «ما نمی‌خواهیم بعد از رحلت امام خمینی به جانشین ایشان "امام" بگوییم». این همه دعوا داشتیم با شرق و غرب؛ امام حاضر شد شهید بهشتی را قربانی کند برای این کلمه؛ قانون اساسی پنج بار روی امامت ولی فقیه تأکید کرده، امام این را از سال 48 مطرح کرده، شما می‌گویی نمی‌خواهیم؟ به اسم اعزاز امام خمینی گفتند به جانشین‌اش نمی‌گوییم" امام!" انگار یکی به شما بگوید من چون خیلی شما را دوست دارم، افکار شما را می‌خواهم با شما دفـن کنم! جمله‌ی دوم‌شان این بود : «خبــرگان مرجع  تعیین نکرده است». یعنی جانشین امام خمینی نه مرجع است و نه امام .

   *وقتی ایشان جای (امــام) گذاشت «رهبر»، «امّت» شد «ملّت». یعنی عملاً سیستم ملت - رهبـر انگلیسی‌هــا را پذیرفتیــم و سیستم امــت - امـــامت امـــام خمینی5 را کنــــار گــذاشتیم. وقتی «امّت» شد «ملّت»، عنـــاصر امّت یـعنی «خواهران و برادران قرآنی» که وظایفی مثل امر به معروف و نهی از منکر نسبت به هم دارند ، تبدیل شدند به عناصر ملت یعنی "شهروند" و "هموطن".

* اما کلمه‌ی سوم یعنی «عدالت»؛ مقدس‌ترین کلمه‌ای که آقای هاشمی در دوران ریاست‌جمهوری‌شان ابداع و به تحمیل کردند به نظـام اسلامی، کلمه‌ی «توسعه» بود. فرق عدالت و توسعه این بود که «عدالت» را خدا و پیغمبر6 و علی مرتضی7 تعریف می‌کنند، اما «توسعه» را صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی و صهیونیست‌های عالَم.

در عرصه‌ی بین‌الملل هم دو کلیدواژه‌ی قرآنی «مستکبرین» و «مستضعفین» را ایشان اصلاح کردند و گفتند «مستکبرین» فحش و توهین‌آمیز است! به جایش بگوییم «قدرت‌های جهانی»! خب وقتی گفتی «مستکبرین» باید با آن‌ها «مبارزه» کنی، اما وقتی گفتی «قدرت‌های جهانی» باید با آن‌ها «تعامل» کنی. «مستضعفین» را هم کردند «قشر آسیب‌پذیر»؛ یعنی آدم‌های بی‌عرضه‌ای که خودشان پذیرای آسیب‌اند!

* پنج کلیدواژه‌ی قرآنی امام خمینی که اساس گفتمان نهضت اسلامی بود، توسط ایشان تغییر پیدا کرد به همان کلیدواژه‌هایی که دشمنان می‌خواستند .

* تا موقعی که کلیدواژه‌های قرآنی امام خمینی5 که رأس آن‌ها امام بودن ولی فقیه است- احیاء نشود، هر کاری که بکنیم، وصله‌پینه کردن است .

* شما هر لعنتی که به . . . بکنید، این قدر جگر دشمنان نمی‌سوزد که بگویید «امام خامنه‌ای».

* مشکلی که هست هم این است که همه می‌گویند «دیگران بگویند ما هم می‌گوییم!». اصولگراها می‌گویند صداوسیما شروع کند، ما هم می‌گوییم ! صداوسیما می‌گوید ما که از روحانیون نمی‌توانیم جلو بیفتیم! روحانیون می‌گویند تا مدیران ارشد نظام خودشان نگویند که ما نمی‌توانیم جلوی مردم بگوییم! مدیران ارشد می‌گویند وقتی جوانان انقلابی هم نمی‌گویند، ما بگوییم و هزینه بدهیم؟ ! و...

* بعضی هم می‌گویند نگوییم چون قبلاً کسی (حشمت‌الله طبرزدی) این کار را کرده و سابقه‌ی خوبی ندارد این کار در ذهن مردم! خب خوب‌ها باید پرچمدار این کار شوند که این کار به اسم آن‌ها ثبت شود و آن سابقه پاک شود .

* آیت‌الله سید محمدباقر حکیم پا می‌شود می‌رود نجف. از آن‌جا نامه می‌نویسد به «حضرت آیت‌الله العظمی امام خامنه‌ای». یک هفته بعد شهیدش می‌کنند. آن مرد بزرگ می‌فهمد که باید از آن‌جا پیغام دهد «امام خامنه‌ای». سید حسن نصرالله می‌فهمد در سخت‌ترین شرایطی که دارد، باید بگوید امام خامنه‌ای! ما اینجا نشسته‌ایم و نمی‌گوییم!؟

* اگر نعمت خدا را قدر ندانیم، می‌فرماید «انّ عذابی لشدید». روز قیامت هم آن‌جا ندا داده می‌شود که «وقفوهم انّهم مسئولون، ما لکم لا تناصَرون». هی حرف را انداختند از این طرف به آن طرف .

بیست و دومین سال زعامت نائب بر حق امام زمان(صلوات الله علیه) و رهبر عالیقدر جهان اسلام حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای(مد ظله العالی) گرامی باد

 


کلمات کلیدی: نکته