مركز آموزش ايرانيان
 

پرواز پرستوها

اللهم صلي علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهلك اعدائهم

داستان آفرینش
ساعت ۱٠:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/۱٠  

آفرینش

خداوند زمین و آسمان را آفرید، سپس در زمین آبی روان کرد. آب موج برداشت و موجها بر هم سوار شدند و خروشیدند و سیل‌آسا پیش رفتند. خداوند به باد فرمان داد تا آب را مهار کند و موجها را بر جای خود فرود آورد. آب آرام گرفت، خداوند بادی عقیم را مأمور کرد تا آب را در جای خود به خروش درآورد. بار دیگر آب موج برداشت، اما پیش نرفت، در جای خود و مرزی که برای او تعیین شده بود خروشید و مواج و کف‌آلود شد. خداوند آن کفها را از آب گرفت و در هوا و فضای گسترده‌ی بالا کرد و از آن هفت آسمان بوجود آمد.

آسمانها به ستاره‌های درخشان و خورشید فروزان و ماه تابان تزیین شدند. خورشید و ماه به گردش درآمدند و روز و شب در زمین پدیدار شد.

خداوند در آسمانهای بالاتر فرشتگان گوناگونی خلق کرد، گروهی از فرشتگان در سجده و گروهی در رکوع بودند، گروهی ایستاده و گروهی بدون خستگی و رنج، ‌لب به ذکر و تسبیح او گشوده بودند. فرشتگانی که به خواب نیازی ندارند و هرگز سست نمی‌شوند و فراموشی به آنها دست نمی‌دهد. و گروهی از فرشتگان نیز امین وحی خداوند شدند تا کلام خدا را به پیامبران برسانند، و گروهی نگهبان بندگان او و دربانان درهای بهشت او.
سپس خداوند اراده کرد که آدم را خلق کند. خداوند از قسمت‌های مختلف زمین، خاک نرم، خاک ناهموار، خاک شیرین و خاک شور را به هم آمیخت و بر آن خاک آب ریخت تا پاک شد و آن را با رطوبت محبت خود آمیخت تا چسبناک شد. از آن گِل صورت و اندام زیبای انسان را ساخت و از روح خود در آن دمید تا جان و زندگی یافت. سپس او را در باغ بزرگی سکونت داد. باغی بزرگ و سرسبز، آنقدر بزرگ که ابتدا و انتهایش پیدا نبود و آنقدر سرسبز که هرگز روی خزان به خود ندیده بود. در آن باغ فقط یک فصل وجود داشت؛ بهار، بهاری ابدی پر از درخت و گل و سبزه، پر از عطر و پر از صدای خوش پرندگان، روشن و خرم با خورشیدی که هرگز غروب نمی‌کند.


کلمات کلیدی: داستان ،قصه‌های آسمانی