مركز آموزش ايرانيان
 

پرواز پرستوها

اللهم صلي علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهلك اعدائهم

تنهایی
ساعت ۸:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٢۳  

تنهایی

به زیارت دستهایی چند رنجور در محراب نماز و نیایش می اندیشم...
به خلوت شیرین تنهایی و ایستادن در برابر خداوند؛
آنکه در خلوت و سکوت محض، کمترین احساس تنهایی ندارد.
 
خوشا به حال دستی که در آغاز یک روز از زندگی ،
میتواند به عابران خسته احسان کند
و در شبان ساکت و خلوت تنهایی خویش،
میتواند، زلال اشکهای محرومیت کودکانی را لمس کند.
 
تنهایی را خواندن،یعنی جستجوی برکت و امید در زندگی،
یعنی آماده شدن، برای کسب هر آنچه حلال و طاهر است.
 
حکایت زندگی بعضیها،رنج بردن از خلوت تنهایی ست.
می ترسند از روبرو شدن با خویش در سکوت.
حکایت زندگی بعضیها،از آنجا ترسیم ترس و اضطراب است،
که نگاه مهربان و صمیمی خویش را دریغ کرده اند.
 
آنکه لبخندی ندارد تا به دوستی حتی هدیه کند
یا آن کسی که طمع تمام سرزمین فهمش را تسخیر کرده است
با احساس تنهایی، رنجوری و بی کسی عجین است.
 
زندانی ناآرامی ست کسی که نمی داند گل، یعنی کدام واژه زندگی.
 
می گویند
حج، ساحل آرامش است
سرزمینی که میتواند برای آدمی، نقطه حرکت و آغاز باشد
 
می گویند
حاجی کسی ست که انگار در سرزمین آرامش خانه دارد
حاجی ساده است و برای سادگی زندگی مؤمنانه، حرمت قائل است
 
به زیارت دستهایی چند صبور در محراب تنهایی و حضور می اندیشم...
 
"باران به روایت دیگر"


 


کلمات کلیدی: تنهایی ،زیارت ،آرامش