نامه‌های حضرت علی(ع) در نهج‌البلاغه 1

نامه‌های حضرت علی(ع) در نهج‌البلاغه 1 

«به مردم کوفه هنگام حرکت به بصره»

بود اولین نامه‌ی آن امیر / سخن‌های ارزنده و دلپذیر
از این نامه او را چنین بد نظر / بدینسان رساند به مردم خبر
به حمد خدا نامه آغاز کرد / به سوی ارادت دری باز کرد
نوشت او به پیغمبر حق درود / محمد فرستاده‌ی ذی وجود
پس از آن امام مکرم نوشت / نوشت آن سخندان نیکوسرشت
ایا کوفیان این سخن بشنوید / به جز حق دگر حاصلی ندروید
شما را زرازی من آگه کنم / روانه چنین نامه در ره کنم
من از قتل عثمان نویسم کنون / کنم روشن آنرا به جهد فزون
به نحوی که هرکس سخن بشنود / چو دیدن از او حاصلی بدرود 
پسندیده رفتار ایشان نبود / به سوی خطا جمله ره می‌گشود
چو زشتی از او شد همی بر ملا / شد آماج تیر همان ناسزا
من از همرهان پیمبر بُدم / مریدی به مولا و سرور بدُم 
طلب کردم از وی مرامی درست / که گردد رضایت عیان از نخست 
رضامندی جمله‌ی مردمان / هر آنکس که باشد ز پیرو جوان
زپیند و نصیحت گشودم دری / که شاید بیاید همی برتری 
ولی در عوض طلحه بود و زبیر / که با تندی آنگونه کردند سیر
به فتنه ره خود نمودند طی / در این ره بمرکب بگفتند هی
گروهی ز مردم زگوش و کنا / بشورانده بر وی در این کارزار
بگفتا زبیر اینچنین در مسیر / ایا مردم خستگی ناپذیر 
بباید که او را به کشتن دهید / به انجام کاری چنین پا نهید
که دین شما را عوض کرد او / شما را نباشد بدینسان نکو
از آن سوز عثمان بُدی این کلام / که بر طلحه بودش بدینسان مدام
بر ایشان رعایت نمودم بسی / که بودم بر او مطمئن‌تر کسی
ولیکن مرا او کنون دشمن است / به جان من خسته اهریمن است 
از آن سو شد آن عایشه در غضب / شد از وی به چنگان رنج و تعب
بر آشفت و دستوری اینگونه داد / به قتل وی آن لحظه ره برگشاد
بگفتا که این شیخ احمق فنا / بباید شود، این تأمل چرا؟ 
بُدی عامل کشتن وی سه تن / از آنان بپا شد بدینسان فتن 
بُدی طلحه و عایشه با زبیر / ره کشتن اینسان نمودند سیر 
گروهی مهیای کشتن شدند / مطیعی بر آن سه در این ره بدند 
بدست همینان همو کشته شد / به خون جسم و جان وی آغشته شد 
از آنان بباید طلب کرد خون / نباید از این گفتگو شد برون
دگر اینکه این مردم با وقار / زمیل و رغبت هم از اختیار 
مرا برگزیده نه بازور و زر / چرا باشد اکنون نشانی زشر
بدنبال این فتنه مردم زشهر / برون گشته از بیم عصیان و قهر
بود همچو دیگی بجوش آمده / زخشم و غضب پرخروش آمده
در اینجا ندارد کس آسایشی / نبیند نشانی ز آرامشی
کنون سوی سردار خود رو کنید / هم اکنون ره خود بدینسو کنید
پی جنگ با دشمنان دنی / که پیموده اینسان ره دشمنی 
خدا گر که خواهد شود بارور / درخت توافق شود پر ثمر

منبع: نهج‌البلاغه‌ی منظوم، محمدحسین سلطانی گرگانی

/ 2 نظر / 13 بازدید